مرگ در می زند*
1.جهان نیز می میرد؛بله رسم روزگار چنین است* *در راستای کپک زدگی و رکود اخبار :
- عدالت را در خاموشی رعایت می کنیم.
-پالیزدار
-در نشست سران اصلاح طلب:جمع بندی ؛ فقط یک کاندیدا
- ابداع سبکی نوین در ادبیات ایران:چاپ دوم کتاب امیر خانی تمام شد : بیوتن! (هوق!)
-عباس پالیزدار
-استقبال بی نظیر از بازگشت خران دو عالم(اون هم با 10 تا کامنت)
-پاسخ مثبت ایران به بسته ی هسته ای.
-عباس در پالیز ،مرغزار. دو قدم مانده به صبح،مهناز افشار ، مرشد مارگریتا(البته با چاشنی ف.رحیمی)
-هر چه قدر دانشجو تر می شیم 18 تیر یه حالی تر می شه!
2.رویا تدریجا می میرد ؛ در مذمت زن: نادون،زرد نویس،بی هویت،از دست دهنده استقلال(بد نیست پرسپولیس را هم از دست بدهد)،ضعیفه،داریوش آریان.
در مذمت داستان نویسان:نادون،زرد فکر،وابسته به اغیار،نوشنده ی شراب عشق الهی،سفید ،سیاه، خاکستری.ابداع کننده ی سبک منقلیسم زاده فکری،علاقه وافر به خانواده ی هیدروکسیل ها.
در مذمت زنان داستان نویس ایرانی : نادون ، لوح،زردنویس،اروتیک نویس،ف.ر-ر.س-م.م-ف.س و....- عدالت را در خاموشی رعایت می کنیم.
-پالیزدار
-در نشست سران اصلاح طلب:جمع بندی ؛ فقط یک کاندیدا
- ابداع سبکی نوین در ادبیات ایران:چاپ دوم کتاب امیر خانی تمام شد : بیوتن! (هوق!)
-عباس پالیزدار
-استقبال بی نظیر از بازگشت خران دو عالم(اون هم با 10 تا کامنت)
-پاسخ مثبت ایران به بسته ی هسته ای.
-عباس در پالیز ،مرغزار. دو قدم مانده به صبح،مهناز افشار ، مرشد مارگریتا(البته با چاشنی ف.رحیمی)
-هر چه قدر دانشجو تر می شیم 18 تیر یه حالی تر می شه!
2.رویا تدریجا می میرد ؛ در مذمت زن: نادون،زرد نویس،بی هویت،از دست دهنده استقلال(بد نیست پرسپولیس را هم از دست بدهد)،ضعیفه،داریوش آریان.
در مذمت داستان نویسان:نادون،زرد فکر،وابسته به اغیار،نوشنده ی شراب عشق الهی،سفید ،سیاه، خاکستری.ابداع کننده ی سبک منقلیسم زاده فکری،علاقه وافر به خانواده ی هیدروکسیل ها.
(یه روز مفصل در مورد زنان داستان نویس می حرفیم...)
-اگه بخواهیم به جای جشن فرخنده چیز دیگه ای انتخاب کنیم، چه می کنیم؟!
-سالهای سگی:شیپورچی در سپیده دم پیدایش کرد:او را لخت مادر طناب پیچ کرده بودند.آنقدر از سرما لرزیده بودکه بدنش جا به جا کبود شده بود و تحلیل رفته بود.دیگران را با سنگ و کتک خدمتشان رسیده بودند.اما ضربه ای که از همه تهورآمیز تر بود حمله به آشپزخانه بود که کیسه های انباشته از نجاست را در ظرف های سوپ چهارمی ها خالی کرده بودند،کاری که بسیاری از آنها را دچار اسهال خونی کرد و به درمانگاه کشاند.
-کوری:...اگر بنا بود با آن کفشهای گلی و گهی تو بیایند بهشت در آنی به جهنم بدل می شد،چه جهنم به روایت علمای مذهب جایی است که ارواح محکوم و گناهکار مجبورند بوهای متعفن ،چرک ،تهوع آور و مسموم را تحمل کنند و شلاقهای سوزان ،پاتیل های قیر مذاب جوشان و سایر چیزهای مربوط به ریخته گری و آشپزخانه در درجه دوم قرار می گیرد.
-سلاخانه ی شماره 5:ویری گفت:بالاخره جناب ایشون تشریف اوردن،بچه ها خودش دلش نمی خواد زنده بمونه،اما هر طور شده باید زنده بمونه.اگر از اینجا جون سالم به در ببره به خدا که زندگیش رو مرهون دسته ی سه تفنگداره.
*برگرفته از کتابی به همین نام نوشته ی وودی آلن ترجمه ی حسین یعقوبی
**برگرفته از یه کتاب بالاتر از کتاب بالایی!
خران دو عالم
+ نوشته شده در 2008/7/10 ساعت 13:10 توسط خران دو عالم
|
گاوان و خران باربردار