ضرب و زور
"ضرب الاجل 3 ماهه برای رسیدگی به پرونده های قبل از 86: رئیس قوه ی قضائیه در بخشنامه ای همه ی دادگاه های عمومی کیفری و حقوقی و دادسراها را مکلف کرد که پرونده های مانده مربوط به قبل از سال 1368 را ظرف 3 ماه از تاریخ ابلاغ این بخشنامه رسیدگی و نسبت به صدور رای مقتضی اقدام کنند..."
1- - خب آقا جان حالا که بخت دوباره رو
بهت کرده یه بار دیگه بفرمایید مشکل سر چیه؟!
- راسیتاش آقا ما یه عیالی
دا....
- نه جانم ! برو سر اصل مطلب!
- چشم! خوب آقا ! ما یه آقایی در همسایگی داشتیم....
- ای بابا!زبون آدم حالیت نیس؟!
- خوب ما یه اتاق خالی داشتیم طبقه بالای خونمون....
- خیر! می گم اصل مطلب، نمی فهمی؟! انگار پرونده حل
بشو نیس!!بفرما آقا ...بفرما!...نفر بعد!
2- - خانم
مشکلتون چی بود؟!زود ، تند ، سریع!
- آها! جناب دقیقا بذارین براتون بگم. حدود 3 سال و 5
ماه و 12 روز پیش بود که ما با آقامون و 3-4 تا بچه مون گفتیم بریم بیرون یه دوری بزنیم.(اشکاشو پاک می کنه.)
- خوب؟
- بله،آخه شما بگین ،تو شهر باهاس با چه سرعتی رفت؟!با
100 تا ؟با 120 تا؟!
- خانم!
- بله،بله...آخه من بیوه با دو تا بچه ی قد و نیم قد
بی بابا چه کنم؟دیه آقامونو که نمی دن!3 سال آزگار داریم واسه این پرونده می دویم ،یکی
به اون از خدا بی خبر نیس بگه ...اصن فرض پول بدن ،این پول بابا می شه برا اینا؟!
- ای خانوم ! اینجا امامزاده نیس! آه و زاری هاتو برو
ببر جای دیگه!برو بیرون باباجان!...بعدی!
3- - (مرد در
حالیکه از پر و پهلوش کفتر می زنه بیرون!):آقا ما قصدی نداشتیم،خودش اومد جلوی قمه
ی ما!
- جانم؟!
- می گم این صفر زیاد شلوغش کرد ! حالا ما یه
کاری با آبجی اش کردیم!
- قتل و تجاوز دیگه ؟
- منو متهم به قتل می کنی؟ انگار از احوال
همکارت که 4 سال پیش این انگ رو به من زد بی خبری؟!می خوای یه کاریت کنم، بلوتوثت
پخش شه ملت حال کنن؟!
4- - بنده 9
ساله که در محضر دوستان زندانی هستم ، و هنوز این سوال در ذهن من بی جواب مانده
،بنده که تمام هم و غمم جهت کسب علم و ارتقا....
- خب بذار ببینم اینجا چی نوشته...آشوب و بلوا.....
- آقا ما به خدا فقط رفتیم دم خوابگاه دخترا،جزوه ها و
کتابهای خانم ملکی رو ...
- تجاوز به عنف!
- خوب تو کتابخونه کتابشو پیدا نکرده بودم،تو اینترنت
هم نبود...
- داری مدام پرونده ات رو سنگین تر می کنی...برو بازم
فکر کن ،جوون!این کارها کی می فهمی عاقبت نداره....
5- - خانوم جان شما 7 سال پیش دادخواست
طلاق داده بودی؟به خاطر اعتیاد شوهرتون؟
- بله،ولی الان ترک کرد...
- و مهریه ات هم 300 تا سکه اس؟
- بله ،ولی ما الان مشکلی ندار...
- در ضمن نفقه ات رو هم نمیداد؟
- بله، ولی ما به تفاهم رسیدی...
- کتکت هم می زد؟...پزشک قانونی که تایید کرده....
- بله...ولی اون موقع.......زد پا چشمم،هنوز تنم می لرزه وقتی یادم می افته...خدا دستتو
بشکنه! - همسر این خانوم:اوه عزیزم...من
که معذرت خواستم...من که همه کاری برای جبران کردم....- زهرمارو عزیزم ! یادت رفت
به این زودی؟مرتیکه!
پ.ن:یاد یه سریالی افتادم که
خیلی وقت پیش پخش شد به اسم بازخوانی پرونده های راکد! ...در کل!
گاوان و خران باربردار