can u borrow my frog?
امروز صب وقتی پا شدم موهام پخش وپلا ترین نوع ممکن رو به خودش می دید،به گونه ای که گویا قرار است آغازگر موج نویی توی متال باشم...بعد پاشدم کورمال کورمال(درسته که ساعت 10 بود و هوا ابری نبود منتها من باید به عنوان یک پرایر پرده های اتاقم نه تنها کشیده باشه،بلکه اتاقم پنچره هم نداشته باشد) دنبال گیره موهام گشتم،و نبود.نتیجه اینکه انگار واقعا باید آغاز گر باشم...در اتاقمو باز کردم
وقتی کسی که می خوای تو دانشگاه پیداش کنی نیست و شماره شو هم نداری بهترین کار اینه که یه جوری و به یه نحوی به گوشش برسه نمره زدن رو برد،هر چند اون موقع اصلا امتحانی در کار نبوده باشه.این رو میشه به شیوه شرکت های اجنبی و خدانشناس هرمی انجام داد:
"سلام،نمره زدن رو برد،به هر کی می تونی بگو،چون نمره ها پایینه باید امضا جمع کنیم."
بعد اینو می فرستی واسه یکی ،و دو دقیقه بعد همه ی بچه ها رو میبینی حتا اونی که دو هفته اس رفته ولایتشون 1000 کیلومتر اون طرفتر، و همه بهت می گن بدو نمره زدن و تو وامیستی کماکان تا اون شخص مورد نظرو ببینی
صبحونه باید نون و پنیری که روش آبی و سبز شده به اضافه چایی که خیلی وقته خاموشه زیرش بخوری.در ضمن نون خشک شده چون دو ساعته بیرونه واسه تو.بعد تصمیم می گیری یه مولتی ویتامین بندازی بالا به جای این و صدای مامانه می آید که میزو واسه تو جمع نکردم،جم کن و ظرفاشم بشور.باهاس بگی:چشم مامان
حالا اون که پیداش نمی شه لامصب.باید این جور مواقع دست به استدلال زد.اول باید آخرین کتاب فلسفه و منطقی که خوندی و یادت بیاد.که نمیاد.بعد باید سعی کنی فنون استدلال یادت بیاد.معلومه که وقتی داشتی همچین مزخرفاتی رو می خوندی و کنارش از واحد بالا صدای ساسی مانکن می اومده یادت نیس هیچی.خوب سعی می کنی بی اینکه کسی بفهمه الابختکی استدلال کنی: 1-یا آدم گشادیه و براش مهم نیست نمره شو بدونه و از یکی می خواد فقط واسش چک کنه که نیفتاده باشه.2-آدمیه که بعد امتحان همه ی سوالا رو چک کرده و یه لیست اشکالم پیش استاد برده و می دونه 19.89 میشه.3-مرده
بعد که دستاتو با پیرهنت خشک کردی می چپی تو اتاقت به دویست تا کتاب دور و برت نگا می کنی بعد تصمیم می گیری کامپیوترتو روشن کنه اول صبی با یکی چت کنی روشن بشی.خوب طبق معمول همه بیزی ان یا آفن و یا مردن.از اخبار جدید هم همین بس که فلانی رو گرفتن.حالا باید با هاله ای از ابهام دی سی بشی.
بعد تصمیم می گیری از یک تا صد رو بشمری.که نمیاد.یه عده دارن بر میگردن از کنار برد.بعضی ها موبایل به دست دارن می گن نمی دونیم تو کدوم برد زدن.می خوایم بریم پیش مدیر گروه.بعد از صد تا یک رو می شماری و نمی آد.بعد دسته ی دوم میان از کنار برد و دارن میگن دستمون انداختن ...و حالا به خودت می گی که طرف زرنگ تر از این حرفاس و فهمیده سر کاریه
بعد خیره می شی به جلد یکی از کتابا...زنی که واستاده کنار یه ماشین...مثلا بگو مال دهه ی 70 80 . حتا می تونه قبل تر هم باشه،اگه از این نمایشگاه های ماشین قدیمی و اینا باشه چی؟حالا برداریش ورق هم بزنی دلت نمی خواهد خیلی از این زنه بدانی؟نویسنده است یا شخصیت اول؟ترجیح می دی فیلمشو ببینی،چون حال خوندنشو نداری.می ذاریش کنار.اما آیا قول ندادی تا خوندی نظرتو بدی؟
حالا پاهام خسه شدن و دیگه فحش خاصی بلد نیسم که بدم،مگه اینکه شروع به تلفیق کنم،همیشه تلفیق برام جذاب بوده.میرم تو تریا میشینم.اون عده ی خاص که رفته بودن پیش مدیر گروه دارن بر می گردن:میگه احتمالا رو برد معارف زدن.فلانی می گفت اونجا هم چیزی نبوده.بعد یه شیر قهوه می گیرم و تا جایی که صدا از نی در بیاد قورت می دم. باید از هزار شروع کنم؟
ناهار آماده است.من تازه صفه ی اول کتابه ام،ینی مقدمه اش،می گم برم فیلمشو ببینم هم می شه نظر داد ها،اووه کی حال داره بره تو اون تاریک خونه به فلانی بگه فیلمه رو واست بزنه...ناهار بخورم میام می خونم،خیلی که نیست،بعد عصر می رم میدم بهش می گم فلان بود و بیسار و بازم از این کتابا بیار خوب بود خیلی و اینا.
گشنمه.فخش تلفیقی که الان پیدا کردم اینه:انگشتتو وقتی رو حرف کاف کیبرد می ذاری الهی بالیسموس* بگیره.می شه کوتاه ترش کرد : کاف بالیسموس .این بهتره.به هر حال اصفهانیه اونم، می فهمه این ینی چی.
با پشت شلوارم پاک میکنم دستامو.من همیشه همین کارو می کنم،حتا اگه یکی ازم پرسید دیروز چی خوردی به پشت شلورام نگاه می کنم.الان که فک می کنم می بینم این خیلی نو آوریه...موهام هنوز پخش صورتمه...یه کم بخوابم؟خسم انگار...من همیشه خسم ... و این حس می کنم....حس می کنم.... نو...
|
|
P.S* : Ballismus :[Gr. ballismos a jumping about, dancing] violent flinging dyskinetic movements caused by contractions of the proximal limb muscles as a result of destruction of the subthalamic nucleus or its fiber connections, sometimes affecting only one side of the body (hemiballismus). Called also ballism. |
پی اس اس: (که نگن بچه رفته دانشگاه فقط پی ...!)
راهراهی
گاوان و خران باربردار