من اینا رو کجا بنویسم؟!


می ترسم از نوشتن.


پ.ن: پُرِ نوشتنم، اونقدر که شبها خوابم نمی بره. برگه اطلاعات داروی خواب آوری که دکتره نوشته واسم رو نگا می کنم، از عوارضش نوشته خود اسیبی،تمایل به خودکشی... خواب سر وقت، در ازای آرزوی مرگ... طنز تلخ دوست داشتنی.

پ.ن2: با لپ تاپم در گیر شدم، زدم هر چیزی که می شد توش تایپ کرد رو uninstal کردم، به یه وضعی افتادم اصن

پ.ن3: یکی هست که خیلی وقت نیس می نویسه، کتاب متابم نخونده، از بچه های دانشگا، یکی از نوشته هامو خونده میگه خوبه. من ارووم می گم "خوبه؟!خوبه؟!فقط خوبه؟" یهو مثل فیلمها یه فلش بک سریع، قدیم و قدیم و قدیم تر، اون موقعا ها که اون به هنوز تو کتابهای ابجی بزرگش خط خطی می کرده من فلان چیزو می خوندم...بعد یهو برگشتم زمان حال. و گفتم مرسی. ترسیدم...

پ.ن3: کیه که نمی ذاره اینجا نباشه دیگه؟!

راهراهی


از گربه سانان - دو حرفی