تبليغاتX
طنازی های دو ایده الیست کم توقع - تولد تولد تولدت مبارك...

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

تولد تولد تولدت مبارك...

(اين متن بايد ديروز نوشته مي شد اما...نشد . شرمنده ي خرمگسيم واين حرفها)

جونم براتون بگه ديروز تا رفتم از تو زير زمين لحاف كرسي و لباس گرمهاي خرمگس رو بيارم يه دفعه چشمم به صندوقچه مون افتاد . دلم براي قديما تنگ شد رفتم سراغش . ودوباره يه دفعه چشمم به لباسهاي نوزادي ! خرمگس افتاد . خلاصه غرق اون دوران شدم . حالا حتم دارم كه اين لباسها تو انگشت كوچيكه اش هم نمي رود. ماشاء ا... ديگر بزرگ شده  . امسال ديپلمش رو بگيره بايد آستينهامو بالا بزنم...!واي كه چقدر زود گذشت انگار همين ديروز بود كه داشت تاتي تاتي راه مي رفت .حالا از من هم تندتر مي رود ...ورپريده!كتابهاي گنده گنده مي خونه .ايدئولوژيهاي تپل مپل ميده و وقتي من مي بينمش دلم مي گيره و ياد قديمها مي افتم كه آب بيني اش به راه بود ونصف لباسش از شلوارش بيرون زده بود...هي هي قديم چه جور بود حالا چه جور!اينا رو گفتم كه بدونين خرمگس ما ديگر بزرگ شده ...انشاءالله تؤام با عقل باشد!!!

راه راهي

+ نوشته شده در  85/07/13ساعت   توسط خران دو عالم  | 

 
ليست وبلاگهای به روز شده