تبليغاتX
طنازی های دو ایده الیست کم توقع - آری این چنین بود برادر...!

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

آری این چنین بود برادر...!

چند روز پیش بعد افطار داشتم وسط خونه رژه می رفتم که چشمم افتاد تو چشم حاجی!آقا یک دفعه کلم سوت کشید و چشم های نازنینم شروع به کورشدن کرد!!!آقا هی زدیم تو سرمان تاهم عقلمان برگردد(مگر چیزی بود که بخواهدبرگردد)هم سویمان ....بالاخره ما به خودمان آمدیم دیدیم ای دل غافل این حاجی که نور سبز داره همین پسر است که!!!یا قلی اسمش چی بود؟؟.....دهکردی.آقا چه هیبتی ما یکی را که کور کرد شما را نمی دانم!خوش به سعادتش چه هاله ای بود ها .....

آن آدم چشم برزخی کاش ما هم می دید....به ذهنم رسید بروم پیدا کنم ببینم کسی که احمدی نژاد را رصد کرده که بوده(حتمی از همین ها بوده البته با جلوه ویژه توپ تر)شاید ما را هم رصد کرد مردم به جادوی هزارگان ما هم پی بردند!!!

خرمگس

+ نوشته شده در  85/07/11ساعت   توسط خران دو عالم  | 

 
ليست وبلاگهای به روز شده