تبليغاتX
\ طنازی های دو ایده الیست کم توقع - ارتباط بین بند تنبان و انتخابات!

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

مارتین اسکورسیزی در کتاب زنگها برای که به صدا در می آیند؟ می نویسد :" هیچ کس ". از این عبارت گهربار می توان در روشن سازی بحث امروز استفاده کرد:

از آن روی که این روزها حتی در رفتن بند تنبان فرزند کوچک خانواده ی صالحی ،به نحوی به انتخابات ختم می شود باز هم میل دارم اعلام کنم این نوشته به هیچ وجه من الوجوه به انتخابات که هیچ به سیاست هم که حرفش رو نزنید! ربطی ندارد و تمامی وقایع و اتفاقات ، اشخاص ، مکانها و سایر، ما به ازای خارجی ندارد و اگر هم بر حسب اتفاق داشت ، اتفاقی می باشد و اگر هم اتفاقی نباشد غرض ورزی در کار نیست!

می گفتم که دیروز وقتی فرزند کوچک خانواده ی صالحی در حال طی نمودن فاصله ی مدرسه تا خانه بود و به هیچ وجه دچار روزمرگی نگشته بود و در مدرسه کلا شکوفا شده بود ،بند نتبانش که مال بردار بزگترش بوده یک روزگاری در میرود و کی گفته وضع مالی آقای صالحی بده چرا حرف در میاری؟!من گفتم خانه دو خوابه دارند با 3 تا بچه و اجاره بهای بالا؟!من غلط کردم اگر گفته باشم آقای صالحی از تورم و کمر درد می نالد!تازه دیگه عمرا بگم خانم صالحی سه شیفت کار می کنه و شبها نون و پنیر می خوردند!حالا بالفرض هم بخورند،کیست که بتواند منکر ارزش غذایی بالای پنیر شود؟!

اوووه!من گفتم آقای صالحی روزنامه نگاره؟اونوقت منتقد!!!؟چه حرفها!راست می گن دهن دروازه رو می شه بست در مردم رو نه! پسرش چی کار کرده؟ قاچاقی؟ جدی؟ کسی هم دلیلش رو می دونه؟هاااان! از این جوجه روشنفکرایی بوده که معتقد بوده استعدادش هرز می رفته تو این مملکت و حالا به خیال خودش فرار مغزها کرده؟از اونها که یه روز تو یه بند 20 نفره بوده و بعد اومده خاطرات سالها به سر بردن در سلول انفرادی رو نوشته زده تو وبلاگش؟!

اِ؟ دخترش هم؟ای بابا!الان کجاست؟نچ نچ!از این آقای صالحی بعید بود!

هان!بند تنبان پسر کوچک خانواده رو می گفتم!خلاصه که داشته می دویده که در میره و تا می رود خانه  و به اعضا اطلاع رسانی می کند که بند تنبان در رفت!

واکنش اعضا:

 مادر پای تلفن : اِ ! دیدی فلانی ام در رفت؟!حکم 3 ساله واسش بریده بودن؟ اِ ؟

پدر در حال مقاله نویسی( تیتر می زنه) : سنگر برای تسلیم/اهن برای آشتی/جوهر/برای/مرگ/شاملو....این روزها که همه شعر کوچیدن سر داده اند....

خواهر در حال روزنامه خواندن : آره اینجا خوندم!

به برادر در حال ساخت کمپین جدید :همیشه از زیر کار در می رفت...یادمه!باید کاری کرد!اینا درست بشو نیستن!انقلابی کودتایی ....

حالا بگویید چرا در رفتن بند تنبان یک عدد نیم وجبی را به این قبیل مسائل منسوب می دارند!اینه!

پ.ن:چاپ شده در نشریه بی خوابی

راهراهی

+ نوشته شده در  88/02/08ساعت   توسط خران دو عالم  | 


ليست وبلاگهای به روز شده Baznegar