تبليغاتX
طنازی های دو ایده الیست کم توقع

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

هوا را از من بگیر،خنده ات را نه...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در زندگی دردهایی هست که نمی گذارد آدم به موقع مطلبی رو که یک هفته و 3روز پیش ،فکر کنم، با خواندن خبری، نوشته را روی وب بگذارد!( جمله رو!)

 

دیوید  فینچر بعد از موفقیت فیلم هفت ، دارد مراحل نهایی ضبط فیلم پنج به سر می برد.نکته ی جالب این است که فینچر این بار هم از براد پیت و   فریمن استفاده کرده!

 

1-گزارش یک قتل.بازرس یک پرونده را روی میز می گذارد. فریمن و پیت به محل قتل می روند جسد مرده نشان می دهد که  از فرط شغل داده شدن کشته شده .وی ظاهرا 10-20 سمت را در روز و 30-40 سمت را در شب اداره می کرده و قاتل به دلیل فساد شغلی او را کشته . به اسمش چی کار دارید؟ بخوانید نوشته روی دیوار را:1. اشتغال!  

 

2-گزارش قتل دوم:فریمن که پلیس سابقه داری هست به پیت می گوید: "غلط نکنم  یکی لاشه ی پرونده قتلهای زنجیره ای رو دوباره زنده کرده!"  محل قتل یک خانه کوچک در حومه ی شهر است. خانه بوی گند گرفته . پیت بالا می آورد و به پشت صحنه و کارگردان اشاره می کند که بدلکار جایش بگذارند!(این نشان می دهد فیلم متفاوت است!)  فریمن می گوید:خر نشو بیا تو!این پرونده خیلی مهمه! می خوام آخر هفته با اجر و مزدش برم کیش ، بیا تو جون من! 

مقتول تو "روم به دیوار" کشته شده .پزشک ویژه این قسم! پرونده ها می گوید:" دو سال و نیم که متورم شده در حالیکه برخی می گفتند  تورم کجا بوده؟و انکار می کردند. در همین راستا! از فرط تورم ترکیده، بد جایی هم ترکیده!" پیت نوشته روی دیوار را بلند می خواند:2. تورم!

 

3- فریمن پیت را به کتابخانه ی بزرگ شهر می برد،چون اعتقاد دارد این اتفاقات از یک کتاب نایاب تحت عنوان "....هزاره سوم!" نشئت می گیرد!گفتم که پلیس باسابقه ای است! پیت زنگ smsاش می خوره و همه با فحش برمیگردند نگاهش می کنند،چون آنجا یک کتابخانه است!پیت آرام می گوید :هی پسر!قتل سیم!

با هم به محل قتل می روند.مقتول پشت میز کارش کشته شده.درست زدن تو چشمش!روی میزش انبوهی از پرونده ها به چشم می خورد. فریمن یکی رو برمی داره: وام 99 ساله! پیت می گوید:با یه حرفه ای طرفیم!

روی میز با دانه های قرص اعصاب(نماد ثبات وآرامش!) نوشته شده:3. مسکن!

 

4.فریمن نیمه شب به خانه برادپیت می رود.زن پیت می گوید "خوابه! اگه ضروریه خودت بیدارش کن.براد با بمب هم بیدار نمی شه!" فریمن سعی می کنه پیت رو بیدار کند ،پیت می گوید: "سر جدت ول کن!" اما  فریمن می گوید این یکی راجع به ازد... . پیت بلند می شود :موقت دیگه؟! فریمن تایید میکند : مقتول چهارم هم پیدا شده! بعد کلی برگه روی میز می گذارد:پیت نگاهی به شناسنامه ی مقتول می کند : اااا....پسر!

فریمن می گوید: اینا در مقابل موقتا اندازه یه نخوده! پیت به عکس مقتول که خیلی ضایع است و در صورت تشریح وبلاگ فیلتر می شود، نگاه می کند...با خونش روی زمین نوشته شده :4.ازدواج!

 

 5. 2کاراگاه با تمام قوا به دنبال قاتل بودند تا از قتل پنجم جلوگیری کنند...اما چون 5مین مورد یک کم گسترده بود و پیدا کردنش یک کم سخته(فقط یک کم) قتل پنجم هم رخ می دهد.و خب چیز مهمی هم نیست! مواد مخدر بوده ، چی کار می شد کرد؟

  این فیلم برخلاف 7 هپی انده! نه زن پیت کشته می شود ، نه قاتل معلوم می شه!؟فریمن هم جشنواره کیشش رو می ره و دوره عوض می شه ،این می ره ،اون میاد....فقط یه عده الکی کشته می شن که همانطور که گفتم خیلی هم مهم نیست!!!

 

پ.ن:ائتلاف اتمام مبارک بادا!!تا باد چنین بادا!!

 

پ.ن:آها...داشت یادم می رفت، اصل خبر:تشکلی از اصولگرایان مستقل در مجلس،لیستی مستقل از جبهه متحد خواهند داد وشعارشان هم این است که باید به 5 اولویت اشتغال،تورم،مسکن،ازدواج و موادمخدر بپردازد....کلمه ی کلیدی "اتمام" را شعار کار خود کردند...

پ.ن:بعد یک هفته آیا چیزی عوض نشده؟!حزبی؟ائتلافی؟! به هر حال!

پ.ن:دیالوگها راست راستیه ها!

 

راهراهی

+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
همان طور که مستحضرید خیلی وقت است پر دامان پاکمان به اقیانوس سیاه و ننگین بار ساست مالیده شده است در راستای شکست قبلی در مجلس خبرگان با روحیه ای آکنده از خریت تصمیم بر نامزدی در انتخابات مجلس ۸ گرفتیم.

الغرض برای آگاهی از اهدافمان به ذیل مراجعه کنید:

پیش نوشت:رای بده شام بخور!

۱-آب دادن به مناطق خرخاکی دار فی المثل مقبره خران دو عالم!

۲-پخش سراسری صدای عرعر خر با زیر متن صدای وزین خرمگس از تی وی های شهری،شبی یه مرتبه

۳-تزریق خر به ترنسپورتیشن عمومی و سهمیه بندی شبدر چهار برگ

۴-افزایش مراکز ارائه دهنده ی پالون در راستای قطع موقت گاز

۵-ارائه ی لایحه ی راه اندازی خط تولید خر ملی

۶- ارائه ی لایحه ی سفرهای میان طویله ی جهت لمس درود(ج.درد)جامعه ی مدنی

۷-ارائه ی لایحه ی کنترل جمعیت خانواده مطابق با نظریه ی ۱۲۰ میلیونی

۸-کاهش اغتشاش موجود در مجلس با دادن شیر یارانه ای

(توجه دارید که به نیت مجلس ۸ ها!)

پس نوشت:بسمه تعالی-خران محترم دو عالم-نظر به اهداف متعالی شما و پیوند آن با اهداف متعالی ما از شما دو بزرگوار و خاک خورده ملت تقاضا می گردد در صورت تمایل به ائتلاف با حزب وزین جبهه ی اصولی بوی خوش اصلاح ملی اعتماد بیانجامید!

پ.ن:به خبری که هم اکنون به دست ما رسید توجه مضاعف کنید:خران دو عالم رد صلاحیت شدند.با تشکر انجمن به فکر مردم باش!

ستاد پلمپ شده ی خران دو عالم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در حال حاضر خرمگس در حین اسباب کشی گمشده و در دسترس نمی باشد....راهراهی نیز بحمدالله به لقاالله پیوسته است فلذا برای گم نکردن خط مشی مامکان های زیر را بفشرید:

من راهراهی ملقب به نام مضحک شیما آبگینه محکوم به مرقوم نمودن این مطلب

من خرمگس ملقب به نام مضحک تر سیما بلورچی محکوم به مرقوم نمودن این مطلب

می باشیم ...

پ.ن :اسم مستعار هم حالی می ده ها!لازم به ذکر است که اشتباهن شیما سیما چاپ شده...بخش سانسور شده ی مطلبمو اگه می خواین اصرار کنید تا بذارم!

امضا:خران دو عالم

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ورژن ۱:خسته و رنجور از کارهای کرده .و ناکرده جلوی دوربین نشسته و عینکش را صاف می کند :بسمه الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده ی مهربان من مهندس مهندسیان هستم از شرکت مهندسی خستگان نهم که در دو سه ساله به شدت کار کرده و گندهای بالا آورده را صاف کرده و به امید خدا  و عنایت رهبری  و تلاش بی دربغ رییس جمهوری توانستم شرکت مهندسی را مرتقا کنم!

ورژن ۲:شاداب و جوان با فکری نو تازه هم چون صورت بشاشش رو به دوربین نشسته و لبخند زنان تمام خدمات وارده ناوارده را برای بینندگان محترم بیان می فرمایند!و این چنین می گویند که ایشان عامل عاملین سر عامل عمال بزرگ پایتخت می باشند که در موسسه ی عمالستان توانسته اند با افکار مهرورزانه عدالت پسندانه و خداجویانه مشت محکمی به دهان یاوه گویان عرصه ی ۸ ساله بزنند!

ورژن ۳:بنده صنعتگر صنعتگران از صنعت و نفت نهمیان واقع در گام نهم از توابع ۹ام آیاد هستم که به شدت نیز مسرور می باشم که توانستم گل بگبرم دهان هر چی نامرده به مولا ! بنده جوان خوش تیپ خوشگل و دارای قصد ازدواج هستم که مسئولانه و مهرورزانه توانسته ام صنعت این مرزو بوم را از منجلاب فساد بیرون بکشم !{به افتخارم}

.

.

.

ورژن ۹:بنده مسئول تمام مسئولان رئیس جمهور مملکت همراه چند گونه وزیر محترم تر که محترمه تر نیز بین آن ها جای می گیرد رو به شما مردم گران قدر جلوی دوربین نشسته ایم و به خاطر اطلاع رسانی ضعیفی که در طول دوران تحصیل نه ببخشید دوران مملکت داری خود انجام دادیم از شما به شدت معذرت می خواهیم و به همین دلیل بسیج کشور را به کار گرفتیم تا بتوانیم کوردلان و نقادان ! عرصه ی نافهمی را سر جای خود بنشانیم .امید است به دلتلن نشسته باشد و ورژن های ۹ گانه ی ما در توسعه بسط و گسترش مکتب نادونیسم که یک کلمه ی خارجی است و شما نمی فهمید مقبول افتاده باشد....انشائالله!

خرمگس!(من برگشتم(ورژن هوق))

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
-سلام
-چی نوشت؟
-اونو نوشت؟
-کی نوشت؟
-اون نوشت؟
-تکلیف چیه؟
-مرغدانی؟
***
-مردم؟
-بی خیال!
-کجا؟
-نارمک
-با کی؟
-قصاب
***
-جنس؟
-هم جنس؟
-شرارت؟
-زن!
-به طرفه؟
-شرق!
-روز؟
-17 مرداد!
-قانون؟
-مطبوعات!
***
-تکلیف؟
-مرغدونی!
-با چی؟
-گیوتین!
-چه طور؟
-از بیخ!
خرمگس!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

والله مردم چه انتظاراتی از آدم دارند.حالا دور از جون شما گفتیم آدم که به کسی احیانا بر نخورد!از اول تابستان همه برای ترغیب کردن آدم!تلاش می کنند که هی درس بخوتند و احیانا با حیوانات عزیز محشور شود!و ما نیز چون آدم هستیم و غریزا اهل ریکس!تن به حشر می دهیم و هی بلانسبت شما دوستان می خواهیم که درس بخوانیم تا حداقلش شویم دانشجو!البته از آن روزی که مقامات عالی رتبه که حجت نیز دارند،دانشگاه را مرکز فساد خوانده اند آدم ها (کلا عرض می کنم!)کمتر ما را ترغیب می کنندو ما هم از آن جا که خیلی فهمیده هستیم گول آن ها را زیاد نمی خوریم و می دانیم که هر کس که ما را ترغیب کند خودش یک پای فساد است.اصلا شرعا و عرفا درس خواندن در این برهه ی حساس که آدم را منحرف می کند حرام است.و ما برای تو دهان استکبار زدن فعلا می خواهیم درس نخوانیم که احیانا مفسوده نشویم!البته این جا یک مشکل اساسی پیدا شده است و آن نیز دوستان ناباب هستند که اصلا نرا و اعتقادات مرا درک نمی کنند و دستی دستی می خواهند مرا در مرکز ،منبع و مرجع فساد بگذارند و بروند.کار زشتی است.آن ها می خواهند مرا فاسده کنند می خواهند با اسم دانشگاه و رتبه و کنکور مرا فائقه کنند(آن هم از نوع آتشینش!)ولی کور خوانده اند.من بعد از شنیدن آن سخن دیگر لب،نه دست به کتاب نزده ام و فقط و فقط تلویزیون دیده ام که البته آن هم بعد از کنف شدن مستر ضرغامی توسط یکی از مفهمان امام جماعت،دیگر آن هم برایمان بو دار شده و نمی بینیم و فقط کتاب می خوانیم وفیلم می بینیم که تنها کتابی را می خوانیم که دولتی باشد و غیر قابل جمع آوری حتی برای شما دوست عزیزو تنها فیلمی می بینیم که انقلابی ،تکنیکی و مخاطب جذب کن باشد(1)

ولله مردم چه انتظاراتی از آدم دارند ها...!

1-ر.ک جواد شمقدری

خرمگس!
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند روز پیش با رییس جمهور مملکت عزیزمان،ایران سرافراز دیدار نه چندان مردمی بلکه کاملا خصوصی داشتیم که به شدت به ما خوش گذشت و ما از ایشان سوال های زیادی پرسیدیم که ایشان هم بهره های زیادی به ما دادند !و از آن جا که ما به شدت نگران ناکام از دنیا رفتن شما هستیم تصمیم گرفتیم خلاصه ای از این دیدار را برای شما این جا بگذاریم!!!

-آقای رییس جمهور از این که ما را به دیدار خود پذیرفته اید بسیار مسرورمان کردید!

+ما کارمان مسرور کردن است دیگر(لبخند ملیح!)

-اول از همه می خواستم بپرسم چرا این قدر وضع مملکت داره قاراشمیش می شه؟و هی از هر طرف داره….

+ببین ما خیلی کارای مهمی کردیم[عزیزم].طرح مبارزه با بد حجابی که خودتان از سربازانش بودید را یادت نیست؟!مگر ما با مفسدان فی الارض مبارزات نکردیم!فلذا مبارزه کردیم !تو دیگر چرا ؟!تو که از گل بهتری …تو که…(من و می گفت ها!)ما همه رو تارو مات کردیم همه رو آفتابه دادیم !همه رو….

-آخه رییس جون مردم می گن…

+ببین مگه من به صلاح تو و امثال تو عمل نکردم؟!مگه من دل این همه مرد رنج دیده رو شاد نکردم ؟!یه اشاره به مصطفی(پور محمدی)کافی بود. اونم جواب همه رو داد .مگه فکر کردی ازدواج موقت گفتنش آسونه؟من و مصی جون از اصلاح طلب ها هم اصلاح طلب تریم.آزادی رو داریم پخش می کنیم...هیپ هیپ لیبرال!!!

-رییس خان می دونم اما مشکل مردم و مملکت که اینا...

+تو فکر کردی این کارت های سوخت چه قدر برای من خرج برداشت؟!مخصوصا تقلبیاش که برا بازار سیاه دادم؟! جونم در رفت.4 کیلو ملغور شدم!مردم این چیزا رو می خوان تو دار ی خائن می شی داری بد می شی ها مگه من تو دهن دولت نه ببخشید بچه های پلی تکنیک نزدم؟هان ؟مگه من ...به ولله اگه...

-عزیزم چرا گریه می کنی؟من می گم آخه این مردم با این چیزا...

+(گریه قطع می شود)چرا این قدر با من بد می کنی ها؟من دنیل رو آوردم.این همه بهتون حال داد .چفیه ازتون گرفت .زنش براتون دست زد .تازشم به عالمه کارای دیگه کردیم...دیگه دوس ت ندارم. بد بد بد ...دلم و شیکستی!

-احمد جون(ایهام داره)...عزیزم (به علت رفت و آمد کودکان زیر 18 سال از جمله خودمان به این وبلاگ بقیه اش را می سانسوریم!)

خرمگس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ضمن عرض سلام و خوش آمد،به قدوم مبارک رییس جمهور محبوب و مردمی

عارضیم به حضور انورتان که از دیشب تا به حال دو نفری لنگری انداخته ایم در صحن مبارک میدان امامو کرنومتر به دست انتظار ورود "مرد سبز عدالت" را می کشیم!الان هم رویمان به دیفال آمده بودیم دست به آب که چشمان غوطه ور در اشک اشتیاقمان به کافی نت خورد ... فوقع ما وقع!

از همه ی عزیزان در اقصا(اقسا؟!) نقاط اصفهان بزرگ پایتخت اسبق فرهنگی جهان اسلام،دعوت به عمل می آوریم در این روز اشک درآر و به یادماندنی در میدان حضور به هم رسانند!

با تشکر از همه ی تشکل ها و حرکت های مردمی!!!

خران دو عالم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سلام آقای محمود!

حالتان چه طور است؟امیدوارم که خوب و خوش و سرحال و کامران باشید...اینجانب خرمگس هستم که همراه یک دوست دیگرم!(کدام دوست دیگرم!؟) به شغل شریف محصلی اشتغال داریم و همیشه همراه و معیت کننده ی!افکار اونجانب یعنی شما بوده و هستیم و شما را جزعشقولی های خود حساب می کنیم که البته از بد روزگار شما سال های سال است مزدوج شده اید.آقای محمود!وقتی شنیدیم که در دولت مفخمه ی شما بناست مهرورزی وعدالت که اصل مهم حکومت است اجرا شود(تو کتاب دین و زندگیمان نوشته!)بسیارمسرور شدیم و بسیار مسرورتر آن زمان که شنیدیم شما طرحی را می خواهید در کشور پیاده کنید به نام طرح مبارزه با بد حجابی...آن قدر خوشحال شدیم که نزدیک بود از پوست خود بیرون بیاییم چرا که گنجایش گنجیدن نداشت!و ما هم (خرمگس و راه راهی)از آن جا که خود را سرباز الحق مملکت و نظام میدانیم هر جا که دختر وپسر بدحجابی می دیدیم او را به صورت مهرورزانه نوازش می کردیم و تازشم ایده های جالبی هم می دادیم! فی المثل به یک پسر شنگول(از نوع خوبش) گفتیم دستا همگی بالا... تا ببینیم آیا لباسش از نافش می زند بالا یا نه که آن پسر نزد!و ما هم گفتین تو رو بخیر و سلامت حیف اون همه رفاقت!تا این جای ماجرا خوب پیش می رفت که...نه آخه داشتیم با همه آره با ما هم آره؟!آخه آقای محمود ما که خودمان سرباز این مملکت و آب وخاک و این حرفا هستیم چرا به ما گیر دادند؟ مگر بنا نبود ما خودمان هر... که می خواهیم بکنیم و عوامل ... به ما کاری نداشته باشند؟ فکرش را هم نمی کردیم که از پشت خنجر بزنی!آخه دم مدرسه ی ما عوامل ایستاده اند و به من می گویند شلوارت را بکش پایین ... مقنعه ات را بکش جلو و تازه یک چیز بی تربیتی هم گفتند:"مانتویت تنگ است!" گاگول ها! آقای محمود مگر نمی دانی من روحیه  ی لطیف و نازکی دارم واگر کسی این چینی را بشکند گریه ام می گیرد؟هان؟اما از این جای کار خوشم آمد چرا که وقتی یک چشمه احمدی نژادی نشان دادم و دست عوامل را بوسیدم یک کارت تشویق هم به من دادند و مرا راهی کردند...خدا را صد هزار مرتبه شکر!

آقای محمود ما از تمام فعالیتهایتان چه قبل از انتخابات چه بعد از انتخابات حمایت می کنیم از طرف خران بهتر از آدم ...خرمگس و راه راهی !

خرمگس

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

<

عضويت در گروه اینترنتی داستان همراوی


براي اطلاع يافتن ازآخرين اتفاقات و تحولات در زمينه ادبیات داستانی و اطلاع رساني در مورد به روز شدن سايتها و وبلاگهاي داستان در گروه اینترنتی همراوی عضو شده و آن را گسترش دهيم


ليست وبلاگهای به روز شده Baznegar