تبليغاتX
\ طنازی های دو ایده الیست کم توقع

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پیشواز جشنواره فجر امسال:
وی که قرار نبود 4می را بسازد چون می دانست با اتمام ساخت سومی بازی هم
تمام شده،با نگاهی به حوادث اخیر ایران،به این نتیجه رسیده که بازی به
این زودی ها تمام نمی شود.فلذا سبز را ساخت.
اینها مقدمه ای است بر حضور نا گهانی کیشلوفسکی در جشنواره فجر امسال و
به روی پرده رفتن فیلم تازه اش در بخش تجربی! . در همین باب از ص.گ
خواستیم نظرش را در این باره بگوید:
"خب اتفاق نوئی بود.کار هم به نظرم کار خوبی بود.خوب از کار دراومده."
لازم به ذکر است ،ص.گ از روشنفکران و قلم به دستان سینمایی ما هستند.
معاون امور سینمایی در باره ی حضور این کارگردان نامی در ایران به
خبرنگار ما گفت اگر در سنوات قبل رخ می داد این اتفاق ما به فال نیک می
گرفتیم،لکن الان اون موقع نیست و ما استعارات کثیفی را حس می کنیم از
لایه های عمقی و درونی فیلم فهمیده ایم که خدا باید در این باره با او
باشد اگر درست فهمیده باشیم.
همین معاون به خبرنگار خبرگزاری محلی بروبچز منهتن گفت: این نشان ازاین
دارد که ایران هنوز هم در جذب استعدادهای درخشان تواناست و اصولا نه تنها
استعداد پرور است بلکه جذاب هم می باشد.
خبرنگار داخلی در این حین سر رسید و گفت آیا جلسه نقد فیلم و گفت وگو با
عوامل فیلم وی را چرا در جدول زمانبندی جشنواره ندیدیم،وی در جواب
گفت:اول اینکه ایشان زبان ما را نمی فهمد،ثانیا بفهمد هم ما نمی
فهمیم،ثالثا لزومی ندارد.
اما این حضور حاشیه هایی را هم به دنبال داشته از جمله اینکه هنوز کسی
موفق به دیدن 4مین سه گانه رنگی کیشلوفسکی نشده و فردا همزمان با پخش سری
سوم اخراجی ها،آخرین روز اکران این فیلم هم به پایان می رسد، آقای خانه ی
یکی از خانواده های  علاقمند به سینما در این باره گفت من واقعا از
مسئولین خواهشمندم برنامه ها رو طوری جور کنن که به فیلمی لطمه نخوره و
بیننده رو مجبور به انتخاب نکنند.نشانه ها حاکی از آن است که فردا هم این
فیلم بیننده ای نخواهد داشت.اما حاشیه دیگر گریبان ص.گ را گرفت که شرح ان
را در گزارش صفحه حوادث خواهید دید.
یکی از دلسوزان سینمایی که پشت صف عریض و طویل بلیط با دبه ی نفت تهدید
به خود سوزی کرد گفت : سه شبه نخوابیدم ،بالاخره یه بار واسه خرید بلیط
نفر اول شدم،بلیط واسه این فیلم تموم شده بود...من بر نمی تابم.

راهراهی

+ نوشته شده در  88/07/30ساعت   توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

در نشست سالانه ی فرهنگی ادبی وزارت علوم و تحقیقات نظامی پزشکی مقرر شد سالیانه 20 میلیارد تومان به بخش خصوصی کمک شود.از این رو تصمیم گرفته شد بخش خصوصی به رییس و دوستداران رییس وزارت علوم و تحقیقات نظامی پزشکی واگذار گردد.وی در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی ما دررم اینطور عنوان کرد که:ما برای دستیابی به علوم و صد البته به تحقیقات نظامی پزشکی نیازمند بخش خصوصی هستیم تا جوانان و نوجوانان ما در این بخش جای رشد و نمو داشته باشند.و ما این هزینه ها را صرف تجهیزات و امکانات برای این جوانان و نوجوانان میکنیم تا در خانه های خود دچار کمبود وسائل آزمایشگاهی نشوند.و شعار ما برای تحقق این آرمان این است.هرخانه یک آزمایشگاه!و این رییس در ادامه تصریح کرد : حیف نوجوانان و جوانان 16 ساله ی ما که در خانه های خود بی تجهیزات مشغول اکتشافات علومی تحقیقاتی نظامی پزشکی شوند.وی در پاسخ به سوال خبرنگار مرکزی ما مبنی بر اینکه شما در رم چه میکنید اینطورگفت:اولن من رییسم ثانین اومدیم تا تجهیزات لازم رو برای آزمایشگاه ها خریداری کنیم اینم فاکتورش! در ادامه ی سفر رییس علوم... به مرکز رم ایشان از تمام مراکز خرید رم بازدید به عمل آوردن و بعد از یک هفته راهی تهران شدند.و علت تعجیل خود در سفر را اینگونه عنوان کردند:به علت بازگشایی مدارس نه ببخشید دانشگاه ها من مجبور شدم سر کاری و مهم خود رو از رم نیمه کاره تمام کنم!وراهی تهران بزرگ شوم.از این رو رییس بزرگ به دانشگاه های کشور رجوع و اینطور عنوان کردند:فضای دانشگاه های ما باید سیاسی فعال و پویا باشد.صدای تشویق نفرات اول تا دهم کنکور سراسری ازروی صندلی های سالن شنیده میشد.رییس بزرگ صحبت های خود را اینگونه به پایان برد:من شما رو دوست دارم بچه ها!شما همه ی بچه های من هستید و من به عنوان یک علومی تحقیقاتی نظامی پزشکی افتخار میکنم که جمع کثیری از شما در راستای تشویق من پشت درهای بسته ماندید وشعار الله اکبر گویان میخواهید به داخل وارد شوید!پس از پایان سخرانی رییس بزرگ ایشان خود را در حلقه ی تنگ خبرنگاران دیدند ولی از آنجا که خبرنگار واحد مرکزی ما در دانشگاه از همه زرنگ تر می باشد رییس بزرگ را قبل از همه خِفت سوال های خود کردند:

جناب رییس بزرگ شما کی وارد دانشگاه شدید؟!

(با خنده)سال های دور از خانه!

چه روزی؟

اول مهر بود!

رتبتون چند شد؟(با زیرکی هرچه تمام تر خبرنگار واحد مرکزی دانشگاه ما بخوانید!)

من خارجه درس خوندم!

چی خوندید حالا؟

همه ی مدارکش موجوده !تازه اگه تقلبی هم باشه که اصلن به من چه!

خبرنگار واحد مرکزی دانشگاه روبه دوربین:خبرنگار واحد مرکزی دانشگاه میدان انقلاب،تهران،ایران

خرمگس

پ.ن:اوهوم میدونم!

پ.ن2:تغییر رشته دادم .رفتم فلسفه .همون دانشگاه خودمون!باید مشخص میشد خرمگسم

+ نوشته شده در  88/07/16ساعت   توسط خران دو عالم  | 


ليست وبلاگهای به روز شده Baznegar