تبليغاتX
\ طنازی های دو ایده الیست کم توقع

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بدون توجه به حوادث پس از انتخابات در ایران اولین جشنواره ی دو سالانه ی بین المللی "مینیمال ورزش و ایرانی"  که دو ماه پیش اعلام حضور کرد  دیروز عصر طی نشست مشترک هیات داوران و منتخبان رسما تمام شد.

 

اولین دو سالانه ی مینیمال ورزش و ایرانی دیروز با معرفی 5 منتخب خود به کار خود پایان داد.احسان ش-کرمعلی چپ پا-زهره مستقل-سحر شمیرانی و ساکارو هاروشیمی که به ترتیب به مقام اول تا پنجم دست یافتند دیروز با حضور داوران بین المللی به قرائت مینیمالهای خود پرداختند و همان جا از دست بزرگان و پیش کسوتان ورزش مورد وعده ی جایزه قرار گرفتند.

کارل جیسون ،از داوران این دوره ی جشنواره که از برترین مینیمالیستهای امریکاست و سال 1965 نامزد دریافت جایزه ادگار آلن پو شد در باره این جشنواره می گوید:نکته ای که مرا مشغول خود کرده است حضور پر رنگ خانواده ی ورزشکاران در اذهان مردم و نتیجتا در متون ارسال شده دارد،و این نشان از نقش و اهمیت قهرمانان ورزش بر مردم این کشور دارد که ما نظیرش را در امریکا نداریم.

هانا گرین از کشور انگلستان که از شرکت کنندگان در این جشنواره بود ضمن تقدیر از مسئولین خواستار افزایش این قسم برنامه ها و هم چنین گستره ی منتخبان شد و گفت در کشور ما از این اتفاقات اصولا نمی افتد اگر هم بیفتد سیاسی بازی ها مانع رسیدن حق به حق دار می شود...او از مسئولین کشورش خواست تا از ایرانیان برگذاری جشنواره های عاری از رنگ و بوی سیاست خصوصا در امر ورزش را یاد بگیرند.

از دیگر داوران جشنواره ،سوزان مچ پوینت؟ بود که پیش از معرفی برندگان ، بیانیه ی هیئت داوران را خواند.او در قسمتی از بیانیه از حضور پر شور مردم در این جشنواره اعلام شگفتی کرد و گفت این نشان از ارتباط عمیق ادبیات ادبی و مردم در ورزش دارد .

در قسمتی از این مراسم احسان شیپوری،نفر اول،در حین دریافت وعده ی جایزه گفت:در طول این دو ماه گاهی از خود می پرسیدم آیا نباید مسئولین به جای واژه ی نامرتبط مینیمال ، از شرت شرت استوری استفاده می کردند که پیوند محکم تری با ورزش هم داشت؟

از جمله سخنرانان اختتامیه ی دوسالانه بین المللی مینیمال ورزش و ایرانی مهندس علی آبادی بود.


راهراهی

+ نوشته شده در  88/06/23ساعت   توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز این جا همه جمع شدیم تا از بازیگران و دست اندر کاران یکی از بهترین سریال های این سی ساله اخیر یعنی سریال فوز العظیم تجلیل و قدردانی کنیم و من لازم میدونم که قبل از صحبت با این عزیزان یک چند کلامی راجع به ارزش و اهمیت این سریال صحبت کنم.(دوربین رو چهر ه ی مرد سخنران فوکوس میکند وگل های زیر چانه اش را نشانه میگیرد.)بعله این سریال یکی از بهترین سریال های این 30 ساله اخیر بود که به نوعی ابروی ما بود!از لحاظ کارگردانی در سطح خیلی بالا بود و روایت های تو در تویی که در اون استفاده شده بود به کارهای فینچ!! نقب میزد.دوربین همه اش از این ور به اون ور میرود و میخواست تودرتویی هر چه بیشتر فیلم رو نشون بده و واقعا من از همین جا از کارگردان این مجموعه فخیم کمال تشکر رو میکنم احسنت احسنت(دوربین کنار مرد سخنران میچرخد و کارگردان فوز العظیم را نشان میدهد.)از لحاظ فیلم نامه هم که اصلن یک کار کاملن ارزشی و نمادین بود.احترام به پدر و مادر در این فیلم کاملن نمود داشت و چه کسی گفته است که بد را باید نشان داد؟هان؟ما باید واقعیت جامعه رو نشون بدیم همه  ی ما سفید سفیدیم.در فیلم اصغر اقا خیلی خوب با بچه هایش حرف میزند و زن اول فیلم شنگول هم نماد تمام زن ها و چه بسا شیر زنان ماست!کلی نکات اخلاقی دیگری هم در فیلم بود که دوستان ما نشسته اند و آن ها را در آوردن و قریب به 42 نکته ی اموزشی تفریحی فرهنگی از اون در اوردن حالا من از کارگردان این مجموعه ی فی الواقع عظیم درخواست میکنم چند کلامی صحبت کنند.(کارگردان کتش را صاف میکند و مهجورانه لبخند میزند.)خب این کار بدون همراهی و کمک دوستان به این سطح و مرحله نمیرسید و خب من باید از تک تک افراد حاضر در اینجا تشکر کنم که سعی و تلاش این ها بود که منو به اینجا رسوند و اول از همه از خدای بزرگ تشکر میکنم بعد از شما و بعد از پدرو مادرم و معلم های دبستان راهنمایی و دبیرستانم که نقش بسزایی در کارگردانی فوز العظیم داشتند!!(دوربین روی نفر بعدی که نویسنده  فیلم فوز العظیم هست می ایستد.نویسنده گردنی کج میکند و دستی در موهایش میکشد.)خب من باید از جناب کارگردان خیلی سپاسگزار باشم .اصلن توی فیلم نامه ی من دخالت نکردن و همین دخالت نکردن باعث موندگاری این سریال و فیلم نامه اش شد و هرچی که در این سریال میبینید حاصل تفکرات دورو دراز من و نگاه کردن به عمق ماجرای زندگی است و به تعبیری با این فلیم نامه نشون دادم باید رفت تو دل زندگی .بازهم تشکر میکنم!(دوربین کمی میچرخد و سرهای تحسین نمای بازیگران را نشان میدهد و روی بازیگر نقش اول زن شنگول می ایستد.)من باید از جناب کارگردان کمال تشکر رو داشته باشم که به من اعتماد کردن و این نقش رو به من دادن و این افتخاری است عظیم برای من!(بازیگر نفش اول زن شنگول لبخند زنان سرش را پاندول میکند و دوربین روی بازیگر نقش اول مرد بایسته میماند.)من از همه تشکر میکنم چون همه تلاش کردن و از کارگردان بیشتر چون نسل قدیم و جدید رو به هم پیوند داد که تا باشه از این پیوندها خجسته و میمون!(دوربین روی تک تک سر بقیه بازیگران برای چند ثانیه ای می ایستد ولبخندی از آن ها میگیرد و بعضی هاشان که شانس داشتند یک تشکری هم میکردند بعد دوباره دوربین روی مرد سخنران اول می ایستد.)بعله تشکر میکنم از همه  ی بازیگران که با حرفاشون باعث دلگرمی ما شدن و من باید نکته ای رو اضافه کنم و اونم اینه که این سریال خیلی دیالوگ های به جایی داشت و حوادث خیلی قشنگ و حساب شده اتفاق می افتاد.بازیگرها که دیگه خیلی خوب بودن اقا ما حظی بردیم ها!و اینکه این فوز العظیم یک انقلاب و تحولی در انتخاب مردم ایجاد کرد جوری که مردم دیگه سریال های خارجی پربیننده رو نمیبینند و فقط وفقط شدن مید این ایران(همه ی بازیگران و دست اندر کاران قهقهه خنده سر میدهند.و اقای سخنران همه را برای گرفتن جایزه به سمت خود دعوت میکند.)

این است فوز العظیم!

خرمگس

+ نوشته شده در  88/06/06ساعت   توسط خران دو عالم  | 


ليست وبلاگهای به روز شده Baznegar