قبل از سخنرانی=مناظره:
دفتر مسئول
-سلام آقای مسئول!
-سلام
-بنده سوالی از محضرتون داشتم؟!
-هووم؟
-آیا ما آزادی بیان و دموکراسی داریم؟
در این لحظه آقای مسئول سریعا اقدام به پخش سخنرانی یکی از روسا می کنندودر قسمتی آن رییس می فرمایند:ما در ایران آزادی بیان و دموکراسی داریم...
مسئول می فرمایند:خب ... داریم!حالا که چی؟
-هیچی می خواستم یه مجوز سخنرانی عطا بفرمایید...
-جانم؟
-خب...از آنجایی که یکی از ابزار آزادی بیان ،سخنرانی و بیان نظرات می باشدگفتیم یه مجوز سخنرانی بگیریم...
مسئول سرش را می خاراند....
سوم شخص مجهول طی اقدامی مشابه فیلم سخنرانی را از نو می گذارند....و بعد از چند لحظه :
-آقای مسئول ایشون چی می گن؟
-آزادی بیان!
-خب!پس یه مجوز لطف کنین!
مسئول متفکر .....:سخنرانی نه!مناظره بیشتر آزادی بیانه!
سوم شخص مجهول:.....باشه باشه!مناظره!
................
جلسه مناطره:
فردی که در گذشته قرار بود سخنران باشدیک سمت نشسته و تریبون طرف مقابل خالی است...
سوم شخص مجهول را عده ای در حال دو ماراتن به سمت دفتر مسئول دیده اند.
-سلام آقای مسئول!
-سلام
-آقا این مناظره کننده تون کو؟؟
-میاد حالا...میاد!
سوم شخص مجهول به طرف جلسه می رود:میاد الان!میاد!
سخنران پیش از این آب می نوشد...
پلاکاردها بالا می رود...we have no time…go home!
.........
سوم شخص مجهول باز هم در حوالی اتاق مسئول دیده می شود.
مسئول:آخه شما مناظه کننده ی ما رو می خواین چی کار؟می بینی؟نمی تونین بی ما هیچ کاری انجام بدین!؟
سوم شخص از اتاق بیرون میاید و تمام تلاش خود را می کند که حرفی را که شنیده هضم کند...در اینجا قسمتی از سلولهای عصبی پردازش گر وی منفجر می شود.به سالن باز می گردد و روی کاغذی خطاب به سخنران پیش از این می نویسد:اونوریا مناطره کننده نمی فرستند!
سخنران پیش از این آب می نوشد...
پلاکاردها بالا می رود: {.....} ....{......}........(در این قسمت از ذکر فحشهای موسوم به خانواده ی شخص سوم معذوریم!)
............
و باز وی را حین ورود به دفتر مسئول می بینند.
-آخه اگه مناظره کننده ی شما نباد که عملا همه چی ورپریده!
مسئول سر می خاراند!
-ببینین!هر مناظره نیازمنده به این چیزاست!
-آها!حالا من چی کار کنم؟!
سوم شخص مجهول از حال می رود.بعد از اینکه دوباره توان سر پا ایستادن به دست می آورد:
-شما طرف مناظره ندارین؟
-به شما چه؟!
سوم شخص به جلسه باز می گردد.روی کاغذی خطاب به سخنران سابق می نویسد:حل مساله صورت نمی گیرد...هنگ!
سخنران سابق آب می نوشد...پلاکاردها بالا می رود: برای رفع خستگی ...مجری باید .....
در این جاست که اغتشاش مانع ادامه ی خوانش پلاکاردها می شود ..... مسئول در اتاقش هنوز تماشای فیلم سخنرانی رییس است...سوم شخص،مجهول شده است....سخنران سابق آب می خورد....
پ.ن:چاپ شده در نشریه ی مشق!
راهراهی
