تبليغاتX
\ طنازی های دو ایده الیست کم توقع

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از آنجا كه ما چند وقتي است در سمت زبان شناس خود را يافته ايم و از خواب و هول ولاي كنكور خود را در امان ديده ايم لازم بر آن دانستيم كه دين خود را ادا نموده و واژه ي طنز را بشناسيم و براي اينكه نشان دهيم ما با شما فرق داريم لغات تخصصي هم مي آوريم تا شما بيشتر به ندانسته هاي خود واقف شويد!

طنز:طنز يك واژه است!كه در اعصارو قرون مختلف نوشتار خاصي را بر خود طلبيده است.گاهي آن را تنز خوانده اند و گاهي بد سليقگاني آن را تنظ خوانده اند!(:دي)و در پي حملاتي كه مغول بر ايران روا داشته آخرش مجبور شده اند طنز بخوانندش ولي از آن جا كه ما كلن "زنده باد "  ايرانيم و همين طور خون ايرانيت در جاي جايمان موجود است و پارس و كوروش و هخامنش را علم كرديم وهي مي رويم زيرش آن واژه ي تنزش را بيشتر ميپسنديم و آن را ميشناسانيم.تنز هم بر طبق نوشته هاي اهل كهن واژه است و از دو قسمت تن و ز تشكيل ميشود.كه تن بن مضارع است و اصلش بوده است بتن كه براي ياد گيري بهتر ب اول آن حذف شده و به صورت تن آمده است كه مشتقاتي چون تنيدن،تناندن،تن تن،بتنانيم،ميتنانيم چون ميتوانيم،تنش،متنش و اتنشه است كه بنا بر محضوراتي چون ضيق وقت از توضيح يكا يك آن ها خود را معذور ميداريم!فلذا به خود تن ميپردازيم.هرچند پرداختن به تن كاري زشت و دور از شان است ولي براي روشن شدن اذهان از هيچ كاري خود را فرو نميگذاريم.بعد از فرو گذاري ميرويم به پرداخت ز كه شارحان آن را بخشي از تنز دانسته اند كه فقط بعد از نوشتن يك تنز اين فعل اجرا ميشود.چرا كه تنز كارش نيش است و ز آوايي است كه بر تن حمل ميشود و آن ميشود تنز يعني آن كه ز آوايي از نيش است ومستوجب حمل بر تن پس ميشود تنز!

از آن جا كه بعد از نوشتن اين مطلب خود بر ندانسته ها بيشتر واقف شديم از آوردن واژه هاي تخصصي بنا بر اصرار آبرو صرف نظر كرديم!

پ.ن:اين يك ورژن از طنز،تنز،تنظ است ...پس چي فكر كردين؟!

پ.ن2:الان يكي بهم پيامك(!)داد ارحام صدر طنز پرداز اصفهاني به رحمت خدا رفت روحش شاد...

خرمگس

+ نوشته شده در  87/09/24ساعت   توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

واقعیت اینه که خران دو عالم از اول قرار نبود خران دو عالم بشن.هیچ قرار نبود طنز نویس بشن(مگه الان هسن؟ :دی) همه چیز یهویی بود.یه وبلاگ می زنن ، کم کم حجم نوشته های طنز زیاد می شه ،بعد سر در وبلاگ به طنازیها... تغییر می کنه و می شه این.همین طور در مورد تحقیق.اول کتاب می خونن هر چی تو هر قالب و سبکی.بعد کم کم حجم کتابهای طنز خوانده شده زیاد می شه .بعد نت برداری شروع می شه و نهایتا جست و خبز و بالا پایین پریدن و در به در دنبال کتابهای طنز گشتن...و حالا نمی دونم (حداقل من یکی نمی دونم)باید چی کار کنم.از اول نمی دونستم باید اینا به کتاب بشه یا یه جزوه ی تحقیقی یا چی!حتی نمی دونستم باید تو نت برداری هام بیوگرافی طنزنویسها رو بنویسم ،یا نوشته هاشونو یا اصلا به ماهیت طنز بپردازم...نتیجه اینکه یه آش شله قلمکاری دستمه که حالا می خوام ساماندهی اش کنم ...که هرز نره و فک کردم چه جایی بدتر از تریبون خران دو عالم!

و خوب الانم واقعا نمی دونم از کجا شروع کنم.از تاریخ طنز.از طنزپردازها.از قالب طنزنویسی.از نقد نوشته هایی در این شیوه؟! و کلا از چی؟!

با توجه به این که همه ی کارهایی که تا الان انجام دادم بی برنامه بوده و روی موجهایی که جلوم سبز می شده سوار بوده می خواستم این رو هم همین طور شروع کنم . منتها حیفم می آد!از کجا معلوم این موج منو به کجا ببره!فلذا!طلب یاری و راهنمایی دارم از خرد و کلان که یه موج منطقی و درست درمون(نه مثل موج سوم!!) پیشنهاد بفرماین که موج سوارمونو بندازیم روش و هم خودمون یه حظی ببریم هم شما کیفور بشین!

ارادتمند

راهراهی(دام برکاته!:دی!)

 
+ نوشته شده در  87/09/14ساعت   توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
- آقا ما معتاديم نميخوايم ترك كنيم.
-.....نميخوايم سايزشو تغيير بديم!
-منحرف هستيم نميخوايم عكس هاي شمارو ببينيم.
-سقط جنين زياد ديديم حالا نميخوايم عكسشو ببينيم.
-خيلي خوش شانسيم نميخوايم بريم تو قرعه كشي شما برنده شيم.
-خيلي پولداريم نميخوايم گرين كارت بگيريم.
-سرعتمان در حد ليگ افغانستان استADSLشما رو نميخوايم.
-دلمون لك زده براي صحنه هاي جالب اما نميخوايم عكس هاي ديدني و جذاب شما رو ببينم.
-خودمون آخر هاليووديم نميخوايم فيلم بدون سانسور گلشيفته رو ببينيم.
-مظهر حقوق زنانيم نميخوايم سنگسار شدن يك زن رو ببينيم.
-بازديدكنندگان وبلاگمون 2تاست تو ماه نميخوايم افزايشش بديم.
-سانسور ايران دست ماست فيل تر شكن نميخوايم.
-ما ته زبانيم(يكي مون اصلا زبان شناسه!!!)نميخوايم زبان ياد بگيريم.
-ببين ما دكترامونو از خارج گرفتيم نميخوايم دانشگاه خارجي بريم.
آقا....آقا!
پ.ن:ميدونيد به چه كسي ميگن پفيوز؟اوني كه خودش هرزنامه ميده واسه جلوگيري از دريافت ايميل هاي تبليغاتي!
خران دو عالم

+ نوشته شده در  87/09/07ساعت   توسط خران دو عالم  | 


ليست وبلاگهای به روز شده Baznegar