سلامی چو بوی خوش آشنایی...
آقای پسر همسایه خیال نکن نباشی...نه یعنی خیال نکنید به خاطر التماس های شما بر شما نامه می نگارم ...اکنون که قلم بر دست گرفته ام...رعشه ای افتاده اندر دست(آقای پسر همسایه ما هم یه چیزایی حالیمونه!)این نامه که اکنون بر شما نگاریده می شود تنها و تنها برای مواخذه ی شما می باشد.
آیا درست شنیده ام که شما با کارت سوخت وانت باری آبی پدرتان بنزین را لیتری 2500تومان به ملت شریف می فروشید و در همین راستا از پدرتان کمربند خورده اید؟!
امیدوارم که اشتباه باشد .چرا که ما دوست نداریم آقای پسر همسایه مان کارت سوخت وانت باری آبی پدرشان بنزین را لیتری 2500تومان به ملت شریف بفروشد! واقعا که!
لطفا دیگر سر کوچه به ما چشمک نزنید .اینقدر هم برای ما آهنگ بلوتوث نکیند ما ok را نمی دهیم!مدل ریش شما هم برای ما مهم نیست(راستی چقدر ریش بزی شایسته ترکیبتان بود!)در ضمن به ما ربطی ندارد که شلوارتان را 200هزارتومان خریده اید و سویی شرتتان را متناسب با سلیقه ی ما خریده اید!
اینقدر هم سر کرچه نایستید .مادرمان به خاطر این آقای قاتل فراری که هر که دم دستش بیاید می کشد به ما اجازه ی خروج نمی دهند!
پ.ن:لطفا اینقدر از دلسوزی مسولان برای کاهش آلودگی هوا، صرفه جویی در مصرف سوخت، بهینه سازی مصرف سوخت، کاهش تورم ، ازدواج جوانان ، مسکن ، صندوق مهر رضا، رشد فرهنگ و غیره می باشد تلف نکنید و با این کار روح لطیف خانم دختر همسایه، یعنی اینجانب ، را مخدوش ننموده(در ضمن مادرمان به خاطر اهدای آن گل سر جوب به ما کتکمان زد بد فرم!) و بر شعور خود بیفزایید!
ملالی نیست جز دوری شما(نخیرم ! اصلا اینطوری نیست!)
تا اطلاع ثانوی با شما قهریم!
خانم دختر همسایه
مجرد،دارای قصد ادامه تحصیل!
راهراهی
پ.ن:به خاطر کشته شدن چندین و چند نفر از جمله توریست فرانسوی ،ژولین فان وایسبرگ 29 ساله، در اصفهان ، در میدان نقش جهان آنهم جلوی چشمان همسرش متاسفیم...آیا این است نقش جهان ؟ مرگ بی گناهان؟!
با ابراز تاسفی چندین و چند باره "خران دو عالم"
