تبليغاتX
طنازی های دو ایده الیست کم توقع

طنازی های دو ایده الیست کم توقع

هوا را از من بگیر،خنده ات را نه...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با تو جه به اینکه ماه رمضان می باشد و ما چند نمونه از اقدامات نادرست و ضد اخلاقی را در سطح جامعه دیده ایم ٬ بر خود لازم دیدیم که احکام این ماه مبارک را بی کم و کاست به اطلاع بی اطلاعان رسانده ٬بلکم تا پایان ماه ٬فردوس برین را در نوردند!

۱- حدیث است : که ماه رمضان ٬ ماه شکم بارگی است و اگر لمحه ای مابین ازمنه ی افطار تا سحر را مومنان از نشخوار کردن غافل شوند ٬ خداوند به ازای هر ثانیه ٬هزاران هزار بار بر گرمای آتش دوزخشان می افزاید.

۲- در جلد ۹۷ بحارالانوار به کوشش علامه مجلسی نقل شده است از سعید ابن حارث ٬از حارث ابن سعید ٬ از حارث که شنیدم پدرم نزد یکی  بود .از ایشان پرسید : در این ماه{رمضان} چه کنیم که بالاترین ثواب وخیر را برده باشیم؟

فرمودند: بر وزن خود بیافزایید. دوباره پرسید. فرمود: بر وزن خود بیافزایید. دوباره پرسید. فرمود:بر وزن خود بیافزایید!

۳- در جلد ۲۵ همان کتاب آمده است که روزی شخصی نزد حضرت رفت . فرمودند :۷ چیز است که در صورت رعایت آن در ماه رمضان شما را به خیر و عزت می رساند: ۱- خوردن ۵ پرس برنج و ۱۰ سیخ کباب و ۲ سطل ماست و موسیر در هر وعده سحری و درو کردن سفره هنگام افطار. ۲ - کمک به فقرا هنگام افطار (از جمله معده ی مادر مرده . روده ی بزرگ و کوچک و سایر اعضا و جوارح مفلوک) ۳-از وقت سحر تا دم افطار یک دم خوابیدن. ۴- قرائت ۵ بار فحش ناموسی به ارباب رجوع . ۵- اسراف و اسراف و اسراف (آرایه ی تاکید). ۶ - تارک الصلات بودن و قضا کردن هر ۵ نوبت نماز به سبب قضا شدن یک نوبت ناهار( این به اون در). ۷- استعمال یک دست تسبیح عقیق ٬مقداری لب خشک٬کمی رنگ رخسار زرد و سایر موارد...

۴- یکی از فروع دین  تاکید بر روزه داری و ترجیح غیبت و تهمت و نابودسازی دوستان و همکاران می باشد که در این میان از نان انداختن نامبردگان واجب موکد است.

۵-نیت از جمله واجبات پیش از انجام واجبات می باشد و چون روزه از واجبات است(....؟!) ٬نیت بر لاغری و داشتن اندامی خوش در پایان ماه رمضان نبایست فراموش شود.

 

اصلاحیه:لطفا بفهمید طرف نقد کیست...و توهینی نسبت به هیچ یک از بزرگان در کار نیست...لطفا!

راهراهی

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 7:35 قبل از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در حال حاضر خرمگس در حین اسباب کشی گمشده و در دسترس نمی باشد....راهراهی نیز بحمدالله به لقاالله پیوسته است فلذا برای گم نکردن خط مشی مامکان های زیر را بفشرید:

من راهراهی ملقب به نام مضحک شیما آبگینه محکوم به مرقوم نمودن این مطلب

من خرمگس ملقب به نام مضحک تر سیما بلورچی محکوم به مرقوم نمودن این مطلب

می باشیم ...

پ.ن :اسم مستعار هم حالی می ده ها!لازم به ذکر است که اشتباهن شیما سیما چاپ شده...بخش سانسور شده ی مطلبمو اگه می خواین اصرار کنید تا بذارم!

امضا:خران دو عالم

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
ورژن ۱:خسته و رنجور از کارهای کرده .و ناکرده جلوی دوربین نشسته و عینکش را صاف می کند :بسمه الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده ی مهربان من مهندس مهندسیان هستم از شرکت مهندسی خستگان نهم که در دو سه ساله به شدت کار کرده و گندهای بالا آورده را صاف کرده و به امید خدا  و عنایت رهبری  و تلاش بی دربغ رییس جمهوری توانستم شرکت مهندسی را مرتقا کنم!

ورژن ۲:شاداب و جوان با فکری نو تازه هم چون صورت بشاشش رو به دوربین نشسته و لبخند زنان تمام خدمات وارده ناوارده را برای بینندگان محترم بیان می فرمایند!و این چنین می گویند که ایشان عامل عاملین سر عامل عمال بزرگ پایتخت می باشند که در موسسه ی عمالستان توانسته اند با افکار مهرورزانه عدالت پسندانه و خداجویانه مشت محکمی به دهان یاوه گویان عرصه ی ۸ ساله بزنند!

ورژن ۳:بنده صنعتگر صنعتگران از صنعت و نفت نهمیان واقع در گام نهم از توابع ۹ام آیاد هستم که به شدت نیز مسرور می باشم که توانستم گل بگبرم دهان هر چی نامرده به مولا ! بنده جوان خوش تیپ خوشگل و دارای قصد ازدواج هستم که مسئولانه و مهرورزانه توانسته ام صنعت این مرزو بوم را از منجلاب فساد بیرون بکشم !{به افتخارم}

.

.

.

ورژن ۹:بنده مسئول تمام مسئولان رئیس جمهور مملکت همراه چند گونه وزیر محترم تر که محترمه تر نیز بین آن ها جای می گیرد رو به شما مردم گران قدر جلوی دوربین نشسته ایم و به خاطر اطلاع رسانی ضعیفی که در طول دوران تحصیل نه ببخشید دوران مملکت داری خود انجام دادیم از شما به شدت معذرت می خواهیم و به همین دلیل بسیج کشور را به کار گرفتیم تا بتوانیم کوردلان و نقادان ! عرصه ی نافهمی را سر جای خود بنشانیم .امید است به دلتلن نشسته باشد و ورژن های ۹ گانه ی ما در توسعه بسط و گسترش مکتب نادونیسم که یک کلمه ی خارجی است و شما نمی فهمید مقبول افتاده باشد....انشائالله!

خرمگس!(من برگشتم(ورژن هوق))

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

راستش شنیدن خبر افتتاح "نخستین المپیاد تدوین دوباره و چندباره ی فیلم" همون قدر عجیب بود که ...که...عجیب بود!البته بنده وقتی متوجه شدم٬ که اختتامیه اش هم داشت برگزار می شد.مصاحبه ی زیر با نفر اول "نخستین المپیاد تدوین دوباره و چندباره ی فیلم" حاصل شرکت در مراسن اختتامیه ی "نخستین المپیاد تدوین دوباره و چندباره ی فیلم" است :

- چی شد که تو این المپیاد شرکت کردی؟

نفر اول المپیاد...:راسیاتش را بخواین چاکرتون مثل همیشه تکیه داد به تیر چراغ برق سر کوچه و می پایید که کسی نگا چپ به ناموس مردم نکنه که حس کردیم اون ناحیه تکیه گاه یه نموره چسب ناکه!برگشتیم دیدیم اعلامیه زدن به تیر برق و خوب فهمیدیم راههای زیادی هست برای جلوگیری از هتک حرمت نوامیس مون و یاعلی رو گفتیم و شرکت کردیم!

-خوب اونجا چی کار کردین؟

-راستش من و چند نفر دیگه رو با فاصله ۲۰۰ متر از هم بردن توی یه سالن و به هر کی یه تیلیویزیون دادن با ۲۰-۱۰ تا cd خفن ٬که واقعا حرمت نوامیس این مرز و بوم رو زیر سوال می برد٬ و یه سری نرم افزار ادیت مدیت و گفتن دِ یالا!

-تو چی کار کردی؟

-والا یه فیلم به تور ما خورده بود به اسم پدرخوانده یا زن بابا یا یه همچو چیزی ...ما دیدیم این علافا نشستن ۳- ۴ ساعت فیلم ساختن!آخه حوصله مردم هم حدی داره! مردم می خوان بدونن تهش چی می شه .ما هم ۵ دقیقه از توش درآوردیم و دادیم به مسئولان! اما بعد از بررسی گفتن خوب در نیاوردی و ما هنوز یه حالی مون می شه ! آخه ما که اِندشیم هیچ رقمه هیچ حالیمون نشد .اونا دیگه خیلی...

-خوب؟

- خوب ما دیدیم که گیرنده هاشون خیلی حساس است ٬رفتیم تو کار فیلم دوم . نمی دونم اسمش عشق و مرگ بود یا مرگ و عشق یا یه همچو چیزی.یه تدوینی کردیم که خود کارگردانش هم نفهمه از کجا خورده و دادیم به مسئولان...که گویا پسند نیافتاد .ما حتی اسمش رو هم عوض کردیم که کسی چیزیش نشه اما ظاهرا دوباره اونا ....! ما موندیم حیرون٬اما از پا نیفتادیم و رفتیم تو کار بعدی!

-بعد؟

- بعدش دادیم به جواد٬شوهر خواهرمون٬ که تازه یه موبایل خریده از کفترامون فیلم بگیره و گذاشتیمش بین تیتراژ اول و آخر فیلم "پرندگان" ! بعد تحویل مسئولان دادیم !اما خوب ظاهرا فصل جفت گیری کفترا بود و ...

- ای بابا ! پس تو چطوری اول شدی؟

- آها! گل گفتی!گویا بقیه ی شرکت کنندگان تیریپ روشنفکری و فرهنگی و اینا بودن و در اینجا مسلمه که مسئولان خداییش بهتر از ما نمی تونستن پیدا کنن کسی رو!این شد که ما اول شدیم!

-خسته نباشید!

 

"راهراهی"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

قصه ی مردی که بوق سگ٬ پس از کلی سگ دو زدن از صبح  علی الطلوع ٬تحمل داد و بیدادهای صاحبخانه که دوباره اول برج عین سگ پارس می کرد٬ کل کل کردن با مدیری که عین سگ پاچه می گرفت و معاون سگ اخلاقش٬تاکسی رانی بعد از اداره توی این شهر سگساران! و گرفتن کرایه از مسافرانی که سگ مدیرش به آنها می ارزید و بردن بچه هایی که عین سگ و گربه به هم می پریدند به پارک و عین سگ مواظبشان بودن ٬ و خوردن چلو کبابی که مزه ی سگ می داد ٬ و بالاخره خسته و کوفته به خانه  رسیده و حالا می خواهد کپه ی مرگش را بگذارد!

 

قسمتی از فیلم نامه ی   "زندگی سگی"

"محصول مشترک مردم ایران و مردم ایران!"

راهراهی!

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط خران دو عالم  | 

<

عضويت در گروه اینترنتی داستان همراوی


براي اطلاع يافتن ازآخرين اتفاقات و تحولات در زمينه ادبیات داستانی و اطلاع رساني در مورد به روز شدن سايتها و وبلاگهاي داستان در گروه اینترنتی همراوی عضو شده و آن را گسترش دهيم


ليست وبلاگهای به روز شده Baznegar