ساعت 25
اين برنامه راديويي كه اين بار با اجراي خانم هاشمي بود موضوع خود را به چاپ و نشر كتاب جوانان اختصاص داده . چون فكر كردم مي تونه جالب باشه اون رو ضبط كردم و اين هم ماحصلش.
البته اين رو هم بگم كه 5 دقيقه اول رو بايد بي خيال شويد چون كاست نداشتم و چند دقيقه آخر هم پدر محترم رويش چيز ضبط كرده اما همين مقدار هم خوندنش خالي از لطف نيست.
در ضمن مهمانان برنامه آقاي محمودي ،داستان نويس و آقاي طالب زاده، ناشر هستند
مجري :چرا كتابي كه چاپ مي شود در دست ناشر و توي انبارها مي ماند و به دست مخاطب نمي رسد؟
طالب زاده : سيستم هاي پخش در كشور ما به نوعي مافيايي هستند . اكثر پخش و توزيعات كتب منتشر شده در كشور به چند بخش مهم بر مي گرددكه يا به صورت سهامي چند ناشر اون رو به وجود آورده اند يعني تعاملي بين چند ناشر كه سرمايه گذاري كرده اند با سياست هاي خودشان .وبا استفاده از اين بازو كتابهاي خودشان را توزيع و چاپ مكرر مي كند.آقاي محمودي درست مي گويند كه برخي كتابها كه چاپ مي شوند اما به بازار راه نمي يابند .من بهتر مي بينم اين مقوله را در جاي خودش مورد بحث قرار بدهيم ، چون در اين رابطه من در سال 75 طرحي رابه نام «ساماندهي نظام تاليف و انتشار كتاب» كه به اربابان نشر و وزارت ارشاد دادم كه در اين موضوع 8 معضل وجود دارد يكي ضعف سيستم اطلاع رساني و تو زيع وفروش كتب است .
مجري :آقاي طالب زاده اگر قرار است جواني كتاب چاپ كند اين مهم است كه بدونه كتابش به بازار عرضه مي شه صرف اينكه كتابم چاپ شده كافي نيست . آقاي محمودي نظر شما چيه؟
محمودي : پروسه چاپ پروسه پيچيده اي است . و بخش توليد يكي از بخشهاي آن است . در سال حدود 500-450 كار اول در حوزه داستان و شعر داريم البته آمار سال گذشته است . و اين رقم به كشور فرانسه!!! نزديك است. اما آيا تمام اين كارها خوانده مي شوند؟ آيا ارزش خواندن دارند؟ آيا اصلا ديده مي شوند؟ عملا هيچكدام از اين ها نيست.علتش چيه؟ بخشي به خود آثار برمي گردد كه% 90 غبر قابل خواندن اند و بخش ديگري به ناشرين بر مي گردد كه براي باطل نشدن پروانه كتاب چاپ مي كند و خيلي وقتها از مؤلف ،قانوني يا غير قانوني ،پول مي گيرند و چاپ مي كنند.اما بخش عمده اي از اين مشكل بر گردن جامعه است كه كتابخواني به عنوان يك ارزش تلقي نمي شود و در زندگي ما نقشي ندارد. كتاب را به عنوان يك لذت خاص كه برايش سرمايه و وقت بگذاريم در نظر نمي گيريم. و سياستمداران كه كنترل و هدايت را بر عهده دارند نيز مقصرند. و اگر اين مشكل نبود مافياي پخش و ناشر و كتابخواني و ... را پوشش مي داد. و كتاب به هر حال خوانده مي شد.
مجري : آقاي دكتر حميد زاده ،مدير امور كتاب وكتابخواني وزرات فرهنگ و ارشاد پشت خط هستند. آقاي دكتر با توجه به صحبتهاي آقاي محمودي ما 500-450 كتاب اول در حوزه شعر و داستان داريم كه %90 اين آثار ضعيف اند پس چرا وزارت فرهنگ و ارشاد و حزه كتاب به اين ها مجوز مي دهد و چرا اگر ناشر طبق قانون پروانه ،كتاب منتشر كند ،اجازه مي دهد آثار ضعيف منتشر شوند اما به بازار ارائه نمي كند؟
حميد زاده :بحث قوت و ضعف آثار يك مطلب است و بحث اينكه اثري بخواهد مجوز بگيرد مطلب ديگريست . هر اثري ضوابط و معيار ها ي چاپ و نشر را داشته باشد مي تونه مجوز بگيره ولي ضعف و قوت بايد در حوزه هاي تخصصي ارزيابي شوند . و مورد استقبال قرار گرفتن يا نگرفتن به تناسب جهات اقتصادي فرهنگي كه وجود دارد بر مي گردد و البته توجه كنيد نشر در عين حال كه يك بخش فرهنگي است يك بخش اقتصادي هم هست ويك ناشر بايد در كنار اهداف فرهنگي خود به نيازهاي اقتصادي خودش هم جواب بدهد...
محمودي : آيا اگر كتابي را به طور دقيق انتخاب كنيم و مطلوب وداراي كيفيت باشه باز هم داراي بازده اقتصادي خواهد بود؟ و باز آنچه بايد اتفاق مي افتد؟
حميدزاده : به گمان ما اتفاق مي افتد . يعني اگر از بين 10 كتاب هم موضوع يكي از پارامترهاي مناسب خودش برخوردار باشد با اقبال بيشتري روبرو خواهد شد...
هاشمي: آقاي طالب زاده شما نظري ندارين؟
طالب زاده : من 1 سال پيش مجوز قبل از چاپ كتابي با نام « 13 دهمين سالگرد ازدواج» را گرفتم و هنوز كتاب توزيع نشده. به خاطر اينكه ما به اربابان نشر احترام مي گذاريم و تا اجازه توزيع نگيريم توزيع نمي كنيم و هنوز جواب درستي نگرفتم .سؤال من از جناب حميد زاده اين است كه طبق فرمايشات شما كار بايد اقتصادي هم باشد و توجيه اقتصادي داشته باشد. عزيزاني در حوزه نشر هستند كه 10،12 كتابشان هنوز مجوز نگرفته و سرمايه هاشان بلاتكليف مانده. من خواهشي كه ازتون دارم اينست كه بخش دولتي را جزء ناشرين نياوريد چون ما نمي تونيم با آنها رقابت كنيم و آنها به هيچ وجه توجيه اقتصادي ندارند . بودجه اي براي آثار مكتوب در اداره و سازمان ونهاد شان مسبب مي كنند وآن را چاپ كنندو با بودجه هاي دولتيشان به صنعت نشر يك جلاي ظاهري داده اند و با توجه به سخن شما كه بايد يك توجيه اقتصادي داشته باشند اين جور در نمي آيد.
حميدزاده : اين بايدي كه شما مي گيد ،توصيه ما نيست و به طور طبيعي هر كسي اين كار را انجام مي ده.ما اينجا عهده دار ضوابط خودمانيم و بايدي به ناشر نمي گيم.
هاشمي : آقاي حميدزاده چرا برخي ناشرين مي گويند آنقدر دغدغه داريم كه نمي تونيم از آثار جوانان حمايت كنيم.و چرا خود جوان بايد اين كار را انجام بدهد؟
حميدزاده : همين طور كه مهمانان برنامه گفتنديك قسمت از توليد آثار اين است كه ناشر سرمايه گذاري كند و كتاب را توليد و چاپ كند . اما قسمت ديگر بحث كتابخواني است كه بايد فرهنگ كتابخواني راگسترش بدهيم.
و با اين وضعيت ناشر نمي تونه هر اثري را چاپ كند به ناچار نويسنده هم بخشي از هزينه رو قبول مي كند و اگر فرهنگ افزايش يابد اين مشكلات رفع مي شه و مثلا تيراژ 2000 كه براي جامعه 70ميليوني خيلي كم است بالا مي ره و مسئله ديگر ، آيا هر اثري ارزش چاپ شدن دارد؟
هاشمي : آقاي محمودي هم همين ره گفتند كه %90 آثار فاقد كيفيتند . اما چطوري مجوز مي گيرد ؟ با توجه به صرفه اقتصادي؟
محمودي : من معتقد نيستم كه نهادي بياد به اين آثار درجه بدهد . اين به خود ناشر بر مي گردد كه در عين حال يك بنياد فرهنگي هم هست.
حميدزاده : برخي از كارها مثل مشق شب است جوانان بايد اثر مثلا 11دهمي را به ناشر بدهند كه بعد از 10 اثر نوشته شده. و پختگي داره تا با استقبال روبرو بشه.
محمودي : من فكر مي كنم بحث ما سر همان اثر 11 همي است كه با مشكل توزيع و در انبار ماندن روبرو مي شود.
حميدزاده : بايد اولا اطلاع رساني كنيم و دوما شبكه توزيع مناتسب ارائه كنيم.... (وقت ندارد)خداحافظ.
هاشمي : مشكل اقتصادي تنها به ناشر برنمي گردد و مخاطب هم سر قيمت كتاب مشكل داره .
طالب زاده : بله از جمله معضلاتي است كه به نگاه مردم به فرهنگ مكتوب برمي گردد . ...
بقيه هم نداره . مي فهميد كه؟ البته داشته باشه هم نتيجه نداره ...!!!
اس ام اس هاي برنامه همه اش ناله از قيمت كتاب و كمبود ناشر با حال و كمبود متن تپل بود.